My hands are shaking…right now a guy about two meters tall in purple robe came into the house! It took two seconds till I found out he just was mistaken the door, but still I was standing there with an open mouth staring at him and shaking! I couldn’t say a word and he was scared of my next reaction. finally when I could ask how he entered, appeared that I hadn’t closed the door properly and it opened with a push.
I cant imagine what if it happened at night. my heart might stop if I wake up and see such a thing in the room.
Ps: I stay near Osho-resort and people who meditate there wear long purple robs.
دستام دارن ميلرزن... الان در باز شد و يه گوريل بنفش شونزده متری اومد تو خونه! منم وسط اتاق با دهن باز و چشم های گرد شده فقط نگاهش می کردم زبونم بند اومده بود. ميز کامپيوتر تو هال به فاصله دو متر از دره وقتی اين اومد تو من پاشدم از پشت ميز و پريدم وسط هال داشتم سکته می کردم.
من نزديک کعبد اوشو زندگی می کنم و شاگردهای اين معبد که اونجا می رن مديتيشن می کنن رداهای بلند بنفش و زرشکی می پوشن.
ديشب داشتم فکر می کردم اگه نصفه شب دزد بياد تو خونه چيکار بايد بکنم. امشب فهميدم کاری لازم نيست بکنم چون زنده نمی مونم در جا سنکوب می کنم
پ.ن:می خواستم روی اين پست عکس گوريل انگوری و بيگلی بيگلی رو بذارم اما هر چی گشتم پيداش نکردم
پ.ن بعدی: ديشب می خواستم فارسی شم بنويسم اما اينترنتم قطع شد
من نزديک کعبد اوشو زندگی می کنم و شاگردهای اين معبد که اونجا می رن مديتيشن می کنن رداهای بلند بنفش و زرشکی می پوشن.
ديشب داشتم فکر می کردم اگه نصفه شب دزد بياد تو خونه چيکار بايد بکنم. امشب فهميدم کاری لازم نيست بکنم چون زنده نمی مونم در جا سنکوب می کنم
پ.ن:می خواستم روی اين پست عکس گوريل انگوری و بيگلی بيگلی رو بذارم اما هر چی گشتم پيداش نکردم
پ.ن بعدی: ديشب می خواستم فارسی شم بنويسم اما اينترنتم قطع شد
0 Comments:
Post a Comment
<< Home